¦

1- چند روز پیش به سرم زد جمع کنیم پاشیم بریم حوزه ( باهمین ز باید باشه دیگه،هان؟). تو اتاق مطرح کردم و بلافاصله این سؤال به ذهن بچه ها خطور کرد که آخه تو حوزه بری حوزه بره کجا ؟! بیاد دانشگاه؟! دیدم حقیقتا سؤال بجائیه وهمونجا تصمیم گرفتم تا به یه جواب درخوری براش نرسیدم تو همین دانشگاه سر کنم.
2- به جان خودم اگه اینو دروغ بگم. تو تاکسی نشسته بودم رادیو با یکی ارتباط زنده برقرار کرد یارو اول صحبت هاش به مناسبت دهه فجرگفت ((والفجر ولیال عشر)). به جان همین متیو که می خوام سر به تنش نباشه اگه دروغ بگم. آخه من از دست این فجایع به کدامین سو فغان کشم.
3 – دو، سه هفته پیش یه لیوان خریدم هزار چوق. حالا زنگ زده. منی که یه عمربا آبرو انداختمو انداختونده نشدم حالا یه لیوان بهم انداخته باشند؟ نه ... نه... هرچی می خواید بگید ولی جان متیو نگید بهت انداخته که نمی تونم قبول کنم.

3 نظرات:

خودتيم

uhgd hsj
فارسي حروف بالا رو از صفحه كليدت ببين كنار هم بچين وبخون فميدي
خيلي با حالي

ناشناس

این نظرات و اندیشه های شما این دل ماراباخود به جاهای دوردست میبرد...جایی مثل جنگل های آمازون...این گونه تفکر سوسیالیستی که مخالف فاشیست نازی هاست و مغایرکمونیست شوروی ها مابه طرف من نویسی میبرد...حال مینماییم...تابعد...

ناشناس

salam hezar bar goftam siasi nanevis ghorboonet beram
rasty hoze badam nist
ye ..............
kam dary